تبليغاتX
کاپوچیـــ ــــنو

کاپوچیـــ ــــنو

وصال او ز عمر جاودان به/خداوندا مرا آن ده که آن به

-تکمیل که قبول نشدم

-سنجش:ای بدک نشد...تازه با فوضولیه کامل شماره داوطلبی ها رو هم عوض می کردم!!!!ماله ملت رو دیدم!!!!!

-دو تا نیم ترم به خیر گذشت....

-استاد زبان ما به عنوان دکتر روانشناس می ره برنامه "به خانه بر می گردیم"

-دعوا کردم...خفن....

خ.م۱:اگه فکر می کنی یادم رفته تولدت رو کور خوندی!!!اگرم فکر می کنی بهت تبریک می گم بازم کور خوندی!!!!!!

خ.م.۲:سپاهان هم که دیم شد!!!!!!!!

خ.م.۳:امیر خان کاندیده بهترین مربی آسیاست؟؟؟؟؟؟!!!!!!

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

مختارنامه:

مرهم دردش کمی آزادیست....

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/08/24ساعت 15:49  توسط اندیشه همان دیــــ ــــوانه سابق  | 

هوم!!!!!!!!!

-امتحانات میان ترم...

-درس و کنکور...

-تایج تکمیل هم که نیومد

-سرماخوردگی خفن

-نرفتن به جشن مدرسه

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

مختارنامه

ماه من غصه چرا؟!

تو مرا داری و من

هر شب و روز

آرزویم همه خوشبختی توست

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/08/18ساعت 7:25  توسط اندیشه همان دیــــ ــــوانه سابق  | 

ناگهان چقدر زود دیر می‌شود...

مختار نامه:

آیینه ها دچار فراموشی اند

و نام تو

ورد زبان کوچه خاموشی

امشب

تکلیف پنجره

بی چشمهای باز تو روشن نیست!.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/08/09ساعت 19:27  توسط اندیشه همان دیــــ ــــوانه سابق  |